اردویی که دلم رو برد!
چهارشنبه 12 بهمن 1390 10:30 ب.ظ      
بین همه اردوهایی که تو دانشگاه رفتم، با این که هیچی اردو مشهد نمیشه و
اصلا نباید با اردوهای دیگه مقایسه اش کرد، این اردو جنوب بود که دلمو
برد! اولین بار که رفتم سال 87 بود. سال اولی بودم. قبلش تا حالا راهیان
نور و اینا نرفته بودم. دفعه اول که ثبت نام کردم این قدر شور و شوق
نداشتم. صرفا یه اردو بود. چون مشهد نتونسته بودم ثبت نام کنم، گفتم اینو
برم که اقلا یه اردو رفته باشیم دلمون نپوسه! رفتیم و عاشق مون کرد!
سال دومم میخواستم ثبت نام کنم، خورد به میان ترم DA! درس سختیه و نمره اش خیلی تأثیر گذار بود! این قدر دلم سوخت!
سال سومش دیگه مثل دیوونه ها رفتم سمتش! اصلا جزء مسئولینش شدم که دیگه نتونم نرم!
امسال هم از یه ماه پیش دلم بدجوری هواشو کرده!
نمی دونم این شهدا با دلامون چی کار می کنن! ولی هر کاری می کنن خوب کاری می کنن! بازم از این کارا بکنید شهدا! تو رو خدا!
اینجا دوکوهه است. این عکسا هم مال پارساله. اولین جایی که بعد رسیدن مون رفتیم. نماز ظهره.

دوکوهه السلام ای خانه عشق
سلام ما به تو میخانه عشق
دوکوهه منزل و ماوا ی عشاق
دگر خالی شدی از جای عشاق
دوکوهه باصفا بودی و زیبا
چرا حالا شدی تنهای تنها
دوکوهه از چه تو ویرانه هستی
تو خالی از گل و پروانه هستی
دوکوهه صبحگاهت با صفا بود
کلاس درس ایثار و صفا بود
دو کوهه گو که گردان ها کجایند
مگر نزد شهید کربلایند
دو کوهه آن حسینیه همت
دگر پر گشته است از خاک غربت
دوکوهه کو یگان ذوالفقارت
کجایند عاشقان بیقرارت
دکوهه از جدایی تو فریاد
بگو باشد کجا گردان مقداد
دو کوهه قلب ما پر گشته از غم
چرا نمی آید دگر گردان میثم
دو کوهه ....

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: اردو جنوب ، شهدا ، دوکوهه ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 بهمن 1390 10:46 ب.ظ
سال دومم میخواستم ثبت نام کنم، خورد به میان ترم DA! درس سختیه و نمره اش خیلی تأثیر گذار بود! این قدر دلم سوخت!
سال سومش دیگه مثل دیوونه ها رفتم سمتش! اصلا جزء مسئولینش شدم که دیگه نتونم نرم!
امسال هم از یه ماه پیش دلم بدجوری هواشو کرده!
نمی دونم این شهدا با دلامون چی کار می کنن! ولی هر کاری می کنن خوب کاری می کنن! بازم از این کارا بکنید شهدا! تو رو خدا!
اینجا دوکوهه است. این عکسا هم مال پارساله. اولین جایی که بعد رسیدن مون رفتیم. نماز ظهره.

دوکوهه السلام ای خانه عشق
سلام ما به تو میخانه عشق
دوکوهه منزل و ماوا ی عشاق
دگر خالی شدی از جای عشاق
دوکوهه باصفا بودی و زیبا
چرا حالا شدی تنهای تنها
دوکوهه از چه تو ویرانه هستی
تو خالی از گل و پروانه هستی
دوکوهه صبحگاهت با صفا بود
کلاس درس ایثار و صفا بود
دو کوهه گو که گردان ها کجایند
مگر نزد شهید کربلایند
دو کوهه آن حسینیه همت
دگر پر گشته است از خاک غربت
دوکوهه کو یگان ذوالفقارت
کجایند عاشقان بیقرارت
دکوهه از جدایی تو فریاد
بگو باشد کجا گردان مقداد
دو کوهه قلب ما پر گشته از غم
چرا نمی آید دگر گردان میثم
دو کوهه ....

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: اردو جنوب ، شهدا ، دوکوهه ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 بهمن 1390 10:46 ب.ظ
بعد از انقلاب اسلامی، حادثه ای مثل
تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیروی خط امام
بود که امام خمینی آن را «انقلاب دوم» و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول برشمردند.

این بار بعد از انقلاب مردم مصر، حادثه ای مثل
تسخیر سفارت رژیم صهیونیستی
مطمئناً انقلابی بزرگتر از انقلاب اول آن هاست.
چرا که مهر تأییدی بر انقلاب اول و ضامن خارج نشدن از مسیر صحیح آن است.

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تسخیر سفارت ، انقلاب دوم ، مصر ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 شهریور 1390 08:39 ق.ظ
تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیروی خط امام
بود که امام خمینی آن را «انقلاب دوم» و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول برشمردند.

این بار بعد از انقلاب مردم مصر، حادثه ای مثل
تسخیر سفارت رژیم صهیونیستی
مطمئناً انقلابی بزرگتر از انقلاب اول آن هاست.
چرا که مهر تأییدی بر انقلاب اول و ضامن خارج نشدن از مسیر صحیح آن است.
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تسخیر سفارت ، انقلاب دوم ، مصر ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 شهریور 1390 08:39 ق.ظ
اینها شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر است که تمام مراجع کمابیش می فرمایند:
1- علم به واجب یا مستحب و یا حرام بودن امور؛ یعنی شناخت معروف یا منکر به دور از شبهه، بنابراین در امور متشابه امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
2- احتمال تأثیر، بنابراین اگر بداند یا احتمال قوی بدهد که اقدامش تأثیر ندارد، واجب و مستحب نیست چون بی فایده است.
3- شخص مخاطب امر به معروف و نهی از منکر بر ادامه عمل خود اصرار داشته باشد. اما اگر نشانه ای باشد که آن کار را ترک کرده است، تکلیف ساقط می شود. چون دیگر امر به معروف و نهی از منکر بیهوده است.
4- مفسده ای در پی نداشته باشد. اما اگر احتمال ضرر برای خود یا فردی از مسلمانان را بدهد تکلیف ساقط می شود. زیرا ضرر و اضرار در دین روا نیست. البته جست وجو جایز نیست، مانند گوش دادن برای شنیدن صدا و بو کشیدن و بررسی زیر لباس اشخاص و نظیر اینها.
تا به حال چند بار کار حرام، یا ترک واجبی دیده ایم، و آن وقت فقط یک سبک سنگین ساده کرده ایم که آیا باید امر به معروف یا نهی از منکر بکنم یا نه؟ چند بار یکی از این شرایط بالا را بهانه کرده ایم تا از واجب فرار کنیم؟ چه فلسفه بافی ها که نکرده ایم!
پسری سر خیابان ایستاده و به ناموس مردم سخنان نغز (!) می گوید؛ با خودمان می گوییم «اگه بگم که اثر نداره!». اثر داشتن یعنی چه؟ یعنی این که به محض این که شما تذکر دادید دست ها را بر سر بکوبد و نعره کشان بگوید «وای عجب خبطی کرده ام»؟ نه، اتفاقاً ممکن است عصبانی هم بشود. ولی اگر من بگویم، تو بگویی، بقیه بگویند، ممکن است روزی دست از این کار بردارد. شرط وجوب «احتمال اثر» است، نه «یقین در اثر».
اصلاً تا به حال توجه کرده ایم «امر به معروف و نهی از منکر» واجب است، همان طور که «نماز» واجب است؟ همان طور که به دقت مواظبیم حد و حدود نماز رعایت شود، وضو درست باشد، قرائت درست باشد، قبله درست باشد، لباس درست باشد، آیا تا به حال کمی دقت کرده ایم در فلان موقعیت، «امر به معروف و نهی از منکر» بر من واجب بود یا نه؟
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: امر به معروف و نهی از منکر ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 10 خرداد 1390 07:45 ب.ظ
1- علم به واجب یا مستحب و یا حرام بودن امور؛ یعنی شناخت معروف یا منکر به دور از شبهه، بنابراین در امور متشابه امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
2- احتمال تأثیر، بنابراین اگر بداند یا احتمال قوی بدهد که اقدامش تأثیر ندارد، واجب و مستحب نیست چون بی فایده است.
3- شخص مخاطب امر به معروف و نهی از منکر بر ادامه عمل خود اصرار داشته باشد. اما اگر نشانه ای باشد که آن کار را ترک کرده است، تکلیف ساقط می شود. چون دیگر امر به معروف و نهی از منکر بیهوده است.
4- مفسده ای در پی نداشته باشد. اما اگر احتمال ضرر برای خود یا فردی از مسلمانان را بدهد تکلیف ساقط می شود. زیرا ضرر و اضرار در دین روا نیست. البته جست وجو جایز نیست، مانند گوش دادن برای شنیدن صدا و بو کشیدن و بررسی زیر لباس اشخاص و نظیر اینها.
تا به حال چند بار کار حرام، یا ترک واجبی دیده ایم، و آن وقت فقط یک سبک سنگین ساده کرده ایم که آیا باید امر به معروف یا نهی از منکر بکنم یا نه؟ چند بار یکی از این شرایط بالا را بهانه کرده ایم تا از واجب فرار کنیم؟ چه فلسفه بافی ها که نکرده ایم!
پسری سر خیابان ایستاده و به ناموس مردم سخنان نغز (!) می گوید؛ با خودمان می گوییم «اگه بگم که اثر نداره!». اثر داشتن یعنی چه؟ یعنی این که به محض این که شما تذکر دادید دست ها را بر سر بکوبد و نعره کشان بگوید «وای عجب خبطی کرده ام»؟ نه، اتفاقاً ممکن است عصبانی هم بشود. ولی اگر من بگویم، تو بگویی، بقیه بگویند، ممکن است روزی دست از این کار بردارد. شرط وجوب «احتمال اثر» است، نه «یقین در اثر».
اصلاً تا به حال توجه کرده ایم «امر به معروف و نهی از منکر» واجب است، همان طور که «نماز» واجب است؟ همان طور که به دقت مواظبیم حد و حدود نماز رعایت شود، وضو درست باشد، قرائت درست باشد، قبله درست باشد، لباس درست باشد، آیا تا به حال کمی دقت کرده ایم در فلان موقعیت، «امر به معروف و نهی از منکر» بر من واجب بود یا نه؟
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: امر به معروف و نهی از منکر ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 10 خرداد 1390 07:45 ب.ظ
این اولین مطلب من است.
نمی دانم مطلبم را با طاعت می نویسم ...
یا طاعتم را با مطلب ادا می کنم!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
نمی دانم مطلبم را با طاعت می نویسم ...
یا طاعتم را با مطلب ادا می کنم!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -